دكتر عقيقى بخشايشي
1006
چهارده نور پاك ( فارسي )
است . چون در تاريخ مى خوانيم آنان به منظور جلب پشتيبانى مردم و تودهها پاره اى از اعتقادات آنان را پذيرفته و اصل غير معقول تقدم مفضول بر فاضل را در امر خلافت گردن نهاده بودند و در مسائل فرعى از و اصل بن عطاء معتزلى پيروى مى كردند امر به معروف و نهى از منكر را با إعمال زور اعتقاد داشته اند و از برنامهء قيام به سيف پيروى مى كردند . و پذيرش دعوت آنان التزام به چنين تبعات وآثار را نيز همراه داشته است . و از سوى ديگر در ميان پيروان راستين خويش كه اقليتى را تشكيل مى دادند نيز آن استعداد و زمينهء لازم را مشاهده نمى فرمودند كه كفايت امور را بنمايد . از آنرو در آن شرايط خاص تاريخى وظيفهء خويش تشخيص مى داد كه همت به بسط علوم و دانش و سعى و كوشش بر تأمين زمينهء انقلاب اصيل اسلامى در آينده نمايد تا شاگردان و مبلغين ارزنده اى را تربيت كند كه هر كدام بتواند بخش مهمى از تغذيهء فكرى و سياسى كشور اسلامى را به عهده بگيرد . امام صادق ( عليه السلام ) بالعيان مشاهده مى كرد كه پايدارى و تكامل هر انقلاب و پيشرفت هر نهضتى ، آمادگى فكرى و پايگاه علمى و زمينه سازى بنيادى را لازم دارد و بدون آن هرگونه انقلاب و نهضت پايدارى ندارد از اينرو امام به تقويت اين پايگاه همت گماشت و به تربيت شاگردان و دانشجويان تلاش مصروف ساخت تا زعامت فكرى و روحى مردم را رهبرى و ارشاد نمايد . بر همين اساس و روى همين تز و برنامهء الهى بود كه او آغازگر حركت علمى و نهضت فكرى مسلمانان گرديد و دانشگاهى به وجود آورد كه دانشجويان و طالبان علوم را از هر سو به خود جلب مى نمود و در مهد تربيت خود براى سازندگى جامعه آينده افرادى تربيت و آماده مىساخت . برنامهء زيد برادر زاده اش امر به معروف و نهى از منكر بود ، هر چند كه مستلزم إعمال زور هم باشد . او توسل به شمشير را در راه احقاق حق ضرورى مى شمرد . . . . زيد اين چنين درك كرده بود كه در راه حكومت بر توده ها بايد از عقيده ء عمومى آنان پشتيبانى كرد از اين رو با اعلام پذيرش ابوبكر وعمر به عنوان خليفهء قانونى منتخب